پیامی از پیام!

دادا تو هم ول کن دنیا که کربلاست
تو برای خودت سینه بزن
اخ که چقدر خر تو خره...
دادا تو هم ول کن دنیا که کربلاست
تو برای خودت سینه بزن
مادر من می گفت نکن ، نگو و وارد این بازی نشو
خودت رو بیچاره می کنی
اون بی سواد بود مثلا ،اما
اونقدر می دونست که کوچیک ها وقتی بزرگ می شن با دست خودشون توی سر خودشون خاک می ریزن
یکی رفت دنبال پول و پله و به یه جایی رسید... یک نفر درس رو دنبال کرد و یه مدرک به درد نخور گرفت
یکی ازدواج کرد و بچه دار شد و زندگی گوسفندی و هرچی که که بخوای
من دنبال کتاب رفتم تا شاید جهان رو درست کنم ... غم مردم رو بخورم ؛از تاریخ و منطق سر در بیارم
مثل پهلوان قصه ها بشم برای من دست بزنن ... برای مردمم بمیرم و اونا سر قبر من گل بیارن
ولی وقتی اومدم دنیا رو گه گرفته بود ، هرچی قبلا(تو کتاب هام) خونده بودم توی دنیا برعکسش وجود داشت
اگه از حقوق زن بگی ، میگن از روی شهوت حرف می زنه ، هرچی که قبلا خونده بودی روی سرت خراب می شه
بین این همه کور که به هم نوع های خودشون هم رحم ندارن و عصای یکدیگر را می دزدنن! ، تنها هستی
اخ که چقدر خر تو خره...
دادا تو هم ول کن دنیا که کربلاست
تو برای خودت سینه بزن
اخ که چقدر خر تو خره...
دادا تو هم ول کن دنیا که کربلاست
تو برای خودت سینه بزن
دل من گرفته ، فقط اسم تو رو صدا می کنم(مادرشو میگه) تو که می گفتی پسرم ول کن، تو که می گفتی می دونم
دل من گرفته ، فقط اسم تو رو صدا می کنم تو که می گفتی پسرم ول کن ، تو که می گفتی می دونم
یه روزی سرت به سنگ می خوره که دیگه راهی نداری؛دیگه هواداری نداری و همه (دوستات)مثل مگس های دور شیرینی هستن
هرکی به یه جایی رسید و سر تو بی کلاه موند؛ تو خر هستی که نمی دونی دنیا اینه.......دنیا اینه
اخ که چقدر خر تو خره...
دادا تو هم ول کن دنیا که کربلاست
تو برای خودت سینه بزن
اخ که چقدر خر تو خره...
دادا تو هم ول کن دنیا که کربلاست
تو برای خودت سینه بزن

