پیامی از پیام!

اخطار
یک داستان خیلی خیلی حال به هم زن !
نرید بخونید به من فحش بدیدا !!!نیشخند
نه که نخونید.......بخونید.......فقط فحش ندید!!!نیشخندزبان

ابرو

خب اینم از داستان:

دوتا مردشور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن غذا هاشو میخوردن
یه روز شکم یکیو واز می‌کنن توش ماکارونی‌ بود، مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور....
رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی‌ خیلی‌ دوس داشتی!!؟
میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره.
بعد که تموم می‌شه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود...!!!!!!خنده
اونم حالش به هم میخوره همه‌رو بالا میاره!!خندهقهقهه
بعد اون یکی‌ شروع می‌کنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کثافت مگه نمی‌‌گی توش مو بود چندش؟؟!!خنده
رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعد بخورم !!!!!!خندهقهقهه

چطور بود.......مگه نه؟؟؟خنده

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۳۱ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

فک کنین اگه دخترا هم برن سربازی.....!!!میدونین چه فوایدی برای جامعهء سربازامون داره......؟؟؟!!!

اگر دخترها جاهایی برن که نمیرن......

مثلا اگر دخترها هم برن سربازی چی میشه؟ ....

به نظر من که این کار توی مملکت مانشدنی هست ... آخه جنبه و ظرفیت می
خواد که این چیزها رو ما عمرا نداریم .... حالا فرض کن که بشه:

۱) قضیه فرار از سربازی به کل منتفی میشه و همه (پسرها) می خوان برن
سربازی ... حتی اونهایی هم که قبلا رفتن می خوان دوباره برن!!

۲) غذای پادگان ها نسبت به گذشته خیلی بهتر میشه ( دخترها می خوان
هنرهاشون را نشون بدن)

۳) هیچ کس دیگه دنبال معافیت نمیره حتی کور کچل ها هم می خوان بیان سربازی!!!

۴) اضافه خدمت برداشته میشه ... کارایی که قبلا باعث اضافه خدمت می شده
حالا باعث کاهش خدمت میشه

۵) ازدواج دانشجویی و لاو ترکوندن توی دانشگاه کم میشه و ازدواج در
پادگان و عشق من هم سنگر من مد میشه!

۶) فرهنگ عمومی پادگان افزایش پیدا می کنه .... دیگه سربازها فحش رکیک به
هم نمیدن از شوخی های شهرستانی(!!) هم خبری نیست(بخاطر حضور بانوان!)

۷) حمام و دست شویی های پادگان ها بالاخره روی بهداشت رو هم می بینن

۸) دیگه رژه ها در پادگان درست انجام میشه .... چون دخترها را مبذارن صف اول

۹)خاموشی از ۹ شب به ۱۲.۵ - ۱ شب میرسه

۱۰) همیشه می تونی یکی را پیدا کنی که پوتین و جورابات را بشوره

۱۱) خدمت سربازی از ۲سال به ۶ ماه کاهش پیدا می کنه ... اگه خواستی
میتونی اصلا نری ... چون تا ۱۵ سال بعدش سرباز نمی خوان از بس داوطلب هست

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٩ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

پسرها و دیدگاهشون از زندگی اجتماعی در سنین مختلف:


سن 14 سالگی : تازه توی این سن، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی
سن 15 سالگی : یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافه خودشون بدشون می یاد
سن 16 سالگی : توی این سن اصولا راه نمیرن، تکنو می زنن ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن
سن 17 سالگی : یه کمی مثلا آدم میشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند می خونن ... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول می خوندن
سن 18 سالگی : هر کی رو می بینن تا پس فردا عاشقش میشن ... آخ آخ ...آهنگ های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون می چسبه
سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز میشن ... ابی گوش میدن
سن 20 سالگی : از همه شون رو دست می خورن ...ستار گوش میدن که نفهمن چی شده
سن 21 سالگی : زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن ... مثلا عاقل می شن
سن 22 سالگی : نه می فهمن که زندگی همش عشقه ... دنبال یه آدم حسابی می گردن
سن 23 سالگی : یکی رو پیدا میکنن اما مرموز میشن ... دیدشون عوض می شه
سن 24 سالگی : نه... اون با یه نفر دیگه هم دوسته ...اصلا لیاقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگی : عشق سیخی چند؟ ... طرف باید باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نیست
سن 26 سالگی : این یکی دیگه همونیه که همهء عمر می خواستم ... افتخار میدین غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگی : آخیش
سن 28 سالگی : کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم




دخترها و دیدگاهشون از زندگی اجتماعی در سنین مختلف:


سن 14 سالگی : تا پارسال هر کی بهشون می گفت چطوری؟ میگفتن ... خوبم مرسی ... حالا میگن مرسی خوبم
سن 15 سالگی : هر کی بهشون بگه سلام ... میگن علیک سلام ... نقاشیشون بهتر میشه » بتونه کاری و رنگ آمیزی
سن 16 سالگی : یعنی یه عاشق واقعیند ... فردا صبح هم میخوان خودکشی کنن ... شوخی هم ندارن
سن 17 سالگی : نشستن و اشک می ریزن ... بهشون بی وفایی شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگی : دیگه اصلا عشق بی عشق ... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن
سن 19 سالگی : از بی توجهی یه نفر رنج می برن ... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگی : نه , نه ... اون منو نمی خواست آخرش منو یه کور و کچلی می گیره ... می دونم
سن 21 سالگی : فقط سن 27-28 سالگی قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگی : خوش تیپ باشه ، پولدار باشه ، تحصیلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چی نباشه
سن 23 سالگی : همهء خواستگارا رو رد می کنن
سن 24 سالگی : زیاد مهم نیست که چه ریختییه یا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چیزی که نرسیدیم برسونه
سن 25 سالگی : اااااااه ، پس چرا دیگه هیچکی نمی یاد... هر کن میخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگی : یه نفر می یاد ، همین خوبه ، بله
سن 27 سالگی : آخیش
سن 28 سالگی : کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نمیومدی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٩ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

تموم جانوران وقت جفت گیریشون که میشه میرن جفت میگیرن !

و اما ایرانیا وقتی طبق احتیاجات طبیعی نیاز به جُفت پیدا می کنن :

۲۰ سالگی : آخه تو از زندگی چی میفهمی جوجه ؟!

۲۱ سالگی : دَرسِت رو بخون ، زر اضافه نزن

۲۲ سالگی : بدو برو سربازی تا سر حال بیای

۲۳ سالگی ( حین خدمت ) : به علت وجود کافور در غذا ، عملاً نیاز به جفت میپَره !

۲۴ سالگی : تحصیلات داری آخه ؟ به چه رویی میخوای بری زن بستونی ؟

۲۵ سالگی ( داخل دانشگاه ) : با شمام ، خانوم و آقا ، تشریف بیارین حراست

۲۶ سالگی : هنوز در حال ادامه تحصیلات

۲۷ سالگی : کماکان ادامه ی تحصیل … ( چند باری بازداشت توسط نیروی محترم گشت ارشاد )

۲۸ سالگی ( پایان تحصیلات ) : شغلت کو ؟ کارت کو ؟ پس اندازت کو ؟

۲۹ سالگی : دلار رفته بالا ، سکه رفته بالا ، زن گرفتن دیگه به صرفه نیس . هم خودم بدبخت میشم ، هم زنم

۳۰ سالگی : کی حال ازدواج داره دیگه ؟ … بیخیال !(در این زمینه شاعر میفرماید:

بسی رنچ بردم در این سال 30/نشد خر برای عروسی کسینیشخند پس بیخیال دیگه....ها؟؟؟  )

۳۱ سالگی

 

نمیخوای نظر بدی؟نیشخند

دادی؟

مطمئنی؟نیشخند

یه بار دیگه چک کننیشخند

اگه دادی هیچی دیگه.......ولی اگه ندادی...........اون موقع بازم هیچینیشخند

ولی داشتیم؟؟؟؟؟؟؟تااینجا بیای و بدون نظر بری؟؟؟ناراحتچشمکنیشخند

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٩ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

نیشخند
شبکه 1
خب ما طرز تهیه کاردستیمون اینه که اول این قسمت از کاغذُ تا میکنیم و...........و...........و..........خوب میبینید که ما 1 برگه رای خوشگل آماده کردیم
مجری: بله واقعا زیباست شما رای میدین که؟
بله رای دادن باید تو پوست و استخون ما باشه
مجری: پس منتظر شما هستیم پای صندوقهای رای

 پیامی از پیام


شبکه 2
شهروند گرامی (که 1 عدد داف هستند و در روزهای غیر انتخابات جز خس و خاشاک محسوب میشوند!) نظر شما راجع به انتخابات چیست؟
به نظر من همه ما باید بریم رای بدیم چون وظیفمونه و این کشوری که انقد منو آزاد گذاشته که روسریمو میتونم چند سانت بدم عقب چرا من نرم رای ندم؟
مجری: واقعا که هیچ کشوری مثل ما دخترا انقد روسریاشونو نمیدن عقب پس رای میدهیم به خاطر آزادیمون



شبکه 3
با پخش مستقیم فوتبال در خدمت شما هستیم و بعد مدتها داریم 1 بازی از انگلیس نشون میدیم و صحنه هاشم نمیگیریم و امیدواریم همه شما برای رای دادن بیایید

فقط برای خنده


شبکه 4
در خدمت دکتر .... هستیم و مطب این دکتر تا 13 اسفند همه رو به صورت رایگان مداوا میکنه

 


شبکه 5
جووووووووووووون مادرتون بیاید رای بدید انقد کانال عوض نکنید!

 نیشخند


شبکه 6
اخبار هواشناسی: هوای امروز واسه رای دادن عالیییییییییه



شبکه 7
در خدمت گروه متالیکا هستیم و قراره واسمون زنده اجرا کنند امید هست که رای بدید
راستی شما رای میدید دیگه جناب جِیمز؟!

 


شبکه قرآن
ترجمه این آیه از قرآن اینه که بیاید رای بدید

 


شبکه مستند
این شهر ایران صنایع دستی جالبی داره  هموطن عزیز میدونم که روستای شما حتی آب و برق هم نداره ولی شما که انقد صنایع دستی قشنگی دارید میاید رای بدید دیگه؟
حتما، وظیفمه نوکرتونم هستم

 


شبکه نمایش
(پخش فیلم god father بدون سانسور!)
آل پاچینو: برو به تمام سیسیلیها دستور بده تو رای گیری شرکت کنند!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

سلام دوستان.....منم بی هیچ مقدمه ای تسلیت عرض میکنم خدمت همهناراحتگریهگریهگریهگریه

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٧ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

یک داستان کاملا واقعی که در چین اتفاق افتاد!!!































なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあぁら花や なたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違い耶

واقعاً ناراحت کننده بود،خیلی!!!

اعصابم به هم ریخت!!!!!!!!!!

نیشخند

چطور بود مگه نه؟

نظر یادت نره گوگولی!!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

دخترا نازن

دخترا گلن

دخترا عسلن

دخترا مهربونن

دخترا بااحساسن

دخترا خوش تیپن

دخترا باکلاسن

دخترا ملوسن

دخترا با ادبن

دخترا فرشته ان

ولی پسرا موجوداتی پلید ؛ بی احساس ؛ بیشعور و دروغگو و خالی بندن که هیچ جوره نمیشه حرفاشونو باور کرد!!!

مثلا شما اصلا حرفای منو باور کردین؟چشمک

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

بر هیچ آموزنده و یا جوینده دانش در هر برهه از زمان ، پوشیده نبوده و نیست ، که شب قبل از هر امتحانی ، و آنچه در این شب خوانده ، آموخته و حفظ می شود ، مهمترین و موثر ترین عامل در کسب نمره مقبول و رضایت بخش خواهد بود ! و همگان بر این نکته نیزآگاهند که مهمترین دشمن این شب ارزشمند ، همانا خواب ناز می باشد که با غلبه بر چشمان باز هر محصلی ، آنها را خواهد بست و در نتیجه ، محصلین بیچاره را از برکات این شب گرانبها بی بهره خواهد نمود .

لذا بر آن شدیم تا چند راه از طرق بی شمار مبارزه با این دشمن خونی شب امتحان ، یعنی خواب     را برای شما محصلین عزیز در هر مقطع تحصیلی که می باشید ، از پیش دبستانی گرفته تا فوق دکترا ، بازگو نماییم ، باشد که پس از احراز نمرات بالا و در نهایت ، رسیدن به قله های رفیع علم و دانش و ایضا ثروت ، ما را نیز از دعای خیرتان بی بهره نفرمایید !

۱_ استفاده از چوب کبریت !

ساده ترین ، بی خطر ترین ، کم هزینه ترین و رایج ترین روش ، همان روشی است که سال ها پیش بازیگر نقش اول فیلم سینمایی ( بایسیکل ران ) برای جلوگیری از به خواب رفتن از آن بهره برد ، یعنی استفاده از چوب کبریت ، بدین صورت که دو عدد چوب کبریت را از داخل قوطی آن برداشته   و آنها را بین پلک بالا و پایین خود قرار می دهید تا مانع از بهم پیوستن دو پلک شما و در نتیجه ، خواب رفتگیتان بشود ! ( اخطار ! حتما توجه داشته باشید که کبریت های استفاده شده ، از نوع کبریت بی خطر باشند ! ) .

 

۲ _ نوشیدن قهوه و چای پر رنگ به مقدار فراوان :

که این مورد ، از دو جهت به شما در مبارزه با خواب کمک خواهد کرد : یکی اینکه این نوشیدنی ها به علت دارا بودن ماده ای به نام کافئین ، خواب را از چشمان شما فراری خواهند داد و نکته دیگر اینکه ، از آنجا که نوشیدنی های فوق ، جزء مایعات محسوب می شوند ، لذا مصرف بیش از حد آنها ، نیاز شما را به استفاده از دستشویی بالا خواهد برد که این امر نیز علاوه بر تامین سلامت کلیه های شما ، به پریدن بیش از پیش خوابتان نیز کمک خواهد کرد ! لازم به ذکر است که مایعات دیگر ، غیر از موارد فوق ، فقط از حسن دوم نام برده شده برخوردار می باشند !

 

۳ _ بهره گیری از آب یخ :

این مورد به میزان زیادی ، بستگی به آن دارد که شما در کدام فصل از سال به سر می برید !

 چنانچه در فصول بهار و تابستان می باشید ، ابتدا بوسیله دوش آب یخ یا وان پر از آب یخ و یا در صورت فقدان این موارد ، قابلمه و یا آفتابه پر از آب یخ ، کاملا سر و صورت و حتی المقدور ، بدن خود را خیس نمایید و بلافاصله کولر گازی یا آبی خود را روشن و در حالت زیاد قرار دهید و مستقیما در مقابل باد آن قرار گیرید تا نسل هرچی خواب است از بدن شما منقرض شود ! اگر هم در فصول پاییز و زمستان قرار دارید که دیگر نیازی به صرف هزینه برق و استفاده از کولر نمی باشد و شما می توانید با همان سر و بدن خیس به داخل حیاط یا کوچه بروید و منتظر بمانید تا عملیات پریدن خواب به طور کامل انجام شود !

 

۴ _ اقدام به خود زنی :

این روش کاملا غیر اخلاقی می باشد و آنرا جز در مواقع اضطرار ، به شما توصیه نمی کنیم .

 در این روش ، چنانچه در هنگام مطالعه ، خواب بر شما غلبه کرد ، می توانید چند عدد کشیده محکم و آبدار درست مثل آنهاییکه در ایام طفولیت به هنگام شیطنت کردن از پدر ، معلم ، داداش بزرگه و ... خورده اید ، به صورت خودتان بزنید تا پدر هرچی خواب است ، در بیاید !

از روش های موثر دیگر این مورد می توان به گرفتن نیشگون از نقاط حساس بدن  ، زدن بینی به مشت ، کوبیدن سر به دیوار ، کردن دست در بخاری ، کندن مو به صورت لاخ لاخ از سر ، ابرو ،  ریش و سبیل ( در مورد آقایان ) ، دست و پا ، بینی و ...، و گاز گرفتن نقاط مختلف بدن اشاره کرد !

 

۵ _ استعمال داروهای شیمیایی :

این روش به عنوان آخرین تیر ترکش و آخرین راه ممکنه به شما توصیه می شود و خاطر نشان می کنیم که تا زمانیکه استفاده از هر کدام از روش های فوق برایتان میسر می باشد ، برای حفظ سلامتی جسمی و روانی خود ، به هیچ عنوان از این روش استفاده ننمایید !

در این روش شما می توانید در ابتدا با خوردن شربت های تلخ به مبارزه با خواب بپردازید ، چنانچه آنها موثر نبودند می توانید از انواع قرص های ضد خواب استفاده نمایید و در آخرین مرحله و به عنوان آخرین متد موجود روز دنیا ، شما می توانید از قرص های نشاط آور و روان گردان برای رسیدن به مقصودتان بهره ببرید .

البته اکیدا به شما توصیه می شود که قرص های مذکور را فقط در شب آخرین امتحانتان استفاده نمایید به چند دلیل : یکی اینکه ممکن است تا چندین روز بعد از استعمال آنها ، در وضع ظاهری و روحی و روانی مناسبی نباشید که انتظامات دانشگاه شما را به دانشگاه راه دهد و در نتیجه از شرکت در بقیه امتحاناتتان محروم شوید ! دوم اینکه ممکن است تا چند روز در بیمارستان و یا تیمارستان بستری باشید و نتوانید یا نگذارند که به دانشگاه بروید و امتحان بدهید و مورد سوم ، در بدترین حالت ممکن است چند ساعت پس از استفاده از این قرص ها ، بدلیل مسمومیت شدید و یا عوارض معمول دیگر قرص های مذکور ، جان به جان آفرین تسلیم کنید و تبدیل به یک محصل میّت شوید و لذا به همین دلیل توصیه می شود که شب آخرین امتحانتان از آنها استفاده نمایید تا بتوانید با مدرک تحصیلی و سطح سواد بالاتری فارغ الزندگی شوید !

 

لازم به یاد آوری است که برای گرفت نتیجه بهتر از روش های فوق ، ضروری است که هرگونه بالش ، پتو ، زیر انداز و هر نوع لوازمی که یاد آور خواب باشد را از محل درس خواندن خود دور نمایید  تا نکند که با مشاهده آنها ، روش های بکار برده تان خنثی شود و خواب بتواند بر شما غلبه نماید .

با آرزوی موفقیت در کلیه امتحانات برای تمامی شما جویندگان و آموزندگان علم و دانش .

 

( این مطلب مدت ها پیش در روزنامه قدس به چاپ رسید و الان به مناسبت فصل امتحانات دیدم بد نیست که شما جویندگان علم را از این مطلب مفید و کاربردی مستفیض بنمایم !!! )نیشخند

کاربردی بود؛نه؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٢ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

سلام ببخشید که دیر شد ولی بالاخره آپیم

اولش بگم که:

دو تا جوجه از بچگی عاشق هم بودن اما. . .

 

وقتی بزرگ شدن دیدن که  هر ۲ تا خروسن گریه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه اخلاقی : تا وقتی جوجه ای عاشق نشو!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

خب و اما اصل آپ این دفعم یه چیز دیگست....قشنگه خودم خیلی خوشم میاد  قلبقلب  همین پایینه....

انواع خر به روایط تصویر!!!!!!  ::تعجب

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 


:::ادامه مطلب:::
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٢ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

سلام دوستان عزیز و عزیزان دوست؛حالتون چطوره؟امتحانا چی؟خوش میگذره(فرض کن امتحانا خوش بگذره؛اونوقت خوش چی میگذره؟!!!خنده)چی میگم؟

خودمم نمیدونم؛چی میگی تو پیام؟باکی کار داری ؟نیشخندچته؟

امتحانای ما از امروز با دین و زندگی شروع شد.....با اجازه فک کنم اولیشو 20 شدم(آفرین به خودم....دستم گرم!)

یه خبر بد که از امتحانا هست اینه که افتادم تو سالن اجتماعات.....میدونین این معنیش چیه؟نه دیگه...........یعنی.......گریهیعنی.....صندلی تکی.....یعنی.....گریه......یعنی تقلب ممنوع.....

به نظر من آدم 10 بشه با تقلب بیشتر بهش میچسبه تا 20 بشه و همشو خودش بلد بوده باشه؛اصلا خودتم بلد باشی نرسونی به رفیقات که مزه نمیده نیشخند به نظر شما اینطوری نیست؟نه.......!!!؟عصبانی

تازه تو قرآن هم به اهمیت این موضوع اشاره شده!میگین نه؟......خیلی خب باشه.....بااستناد آیه میگم:

قال الله تبارک.....(چرا امروز اینقدر ک* شر می بافم؟نمیدونم....بیخیال حتما از اصرات* امتحانه)

« أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ »

در این آیه و همچنین آیات دیگری در قرآن صراحتا به مبحث مشورت(تقلب هم نوعی مشورت محسوب میشه)اشاره شده

بنابر این نتیجه میگیریم که تقلب چیه......؟

اصلا بیخیال بابا.......

*: راستی اصرات رو اینجوری نوشتم این هم خودش از اثرات امتحانه هاخندهخنده

امتحان بعدیمون شنبه است که ریاضی داریم....شایعه شده بود سوالای ریاضی لو رفته.....ما هم رفتیم پشت گلاب به روتون دستشویی (منبع فروش سوالات!) سوالارو بگیریم....میدونین با چه صحنه ای مواجه شدیم؟

.

.

.

.

.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعد فهمیدیم سرکاریم.... ولی خدایی جواب هارو حال کردین؟؟؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چه طور بود؟

1)واقعا عالی بود      2)عالی بود واقعا      3)گزینه 1 و 2       4)همه موارد

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٧ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

 

 

 

خب خب خب؛سلام رفقا...حالتون خوبه؟منم بد نیستم...خداروشکر......ام....ام.....امروز سر کلاس ادبیات بود و.....خب بذارین اصلا از اولش بگم....تو مدرسه ی ما آخرای اردیبهشت یه جشنواره دستاورد های پژوهشی به نام دانشپاد هست که همه باید یه پژوهش(آخه اینم کلاس گذاشتن داره؟خب عین آدم بگین تحقیق دیگه؛همش میخوان بگن مافرهنگ داریمنیشخند) ارائه بدن و یه واحد هم تو کارنامه داره....هرکی که تحقیقشو قبول کنن برای جشنواره 20 میگیره و اونایی که طرحشون رد میشه از 18 به پایین(میـــگن بابا؛همون 18 میدن؛شرط می بندم اصلا تحقیقامونو نمیخونن به همه 18 دادن آخه)

حالا این معلم ادبیاته داشت درباره روش های تحقیق ور(ببخشید از این لفظ استفاده میکنما) میزد....بعد رسید به کتابخونه....گفت کتابخانه مجلس شمارو راه نمیدن...کتابخونه ملی هم زیر فوق لیسانس راه نمیدن و هی از خاطراتش تو کتابخونه تعریف میکرد(آره ارواح خاک بابات!عصبانیمیخواست بگه من فوق لیسانس دارم!!!خوش بحالت ولی ما نداریم....دلمونم سوخت بیخیال بابا!!!)

بعد همین طوری داشت کتابخونه های مختلف و حذف میکرد....یکی گفت راه میدادنم ما نمیرفتیم!....

راستم میگفت....منم حرفشو تکمیل کردم:تو ایران از این روش های تحقیق استفاده نمیشه الله وکیلی!

ما خودمون یه روش هایی واسه تحقیق داریم که بهشون میگیم روش های تحت کنترل!!!!(Ctrl)

گفت حالا این روشا چی هستن؟

آره دیگه؛این روش هارو تو کلاس گفتم یه دفعه کلاس منفجر شد....جاتون خالی یه منفی گرفتم!خنده اون رفیقمونم که قبل من یه چیزایی گفت هم منفی گرفت(معلمه پدر... خودشم خندیدا؛بعدش....اصلا ارزششو نداره؛ولش)....البته لازم به ذکر است آخرای کلاس بچه ها یه صداهایی از خودشون در آوردن یه منفی کلاسی هم همه گرفتیم که قرار شد یه نمره از نمره امتحانامون کم کنهناراحت.....من بیست شده بودمگریه

بااین دوتا منفی میشم 18....عصبانی.....ولی حالا میخوام ببینم کی مردشه بده 18!!!!

همینجا شرط میبندم 20 میده....نداد صدام کنین غضنفر!!!

حالا که باعث شد منفی بگیریم خب بذار حداقل به شماهم بگم دیگه

روش های 4 گانه تحقیق در ایران عبارتند از:

1- Ctrl+A

2- Ctrl+C

3- Ctrl+V

4- Ctrl+P

همین طور که مشاهده میکنین همه چیز تحت کنترل(Ctrl) است!!!

به درد ماکه نخوردن.....امیدوارم به درد شما بخوره!!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٦ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

سلام دوستان؛امیدوارم خوب باشین....راستش امروز اومدم به بعضی کارایی  که کردم اعتراف کنم یه کم سبک شم!فقط اینایی رو که میگم درسته که جالبناکــن ولی بهم نخندینا؛باشه؟(ماکه این همه ری..د..یم رو رفاقت؛اینم روش  به درک؛ اصلا رفاقتی بخندین!!!)

اعتراف میکنم وقتی که خیلی بچه بودم یه بار از دست بابام عصبانی بودم چون قبلش دعوام کرده بود بعد منم  رفتم تو کت شلواری که تازه از خشکشویی گرفته بود جیش کردم!!!

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های فامیل, تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!! تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!

اعتراف میکنم چند سال پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود ... بهش اس ام اس زدم گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!

اعتراف میکنم چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم!!!!

اعتراف میکنم اون موقعی که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده جا نمیشه. درش آوردم یه کمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمیشه !!!!

اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده ؛ دی دونقطه!!!!

اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم بود. همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! همین که معلم اومد داخل همه سر و صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا رو لباس معلمم ریخت! سریع گفت کی بود؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس 4- 5 نفر شلوغو آورد بیرون مثل سگ زدشون ولی نگفتن کار من بود! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم!
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن مثه سگ زدنم!!!!

اعتراف میکنم  بچه که بودم هدیه روز مادر به مامانم شناسنامش رو دادم. با این توضیح که توی تموم برگه هاش نقاشی کشیده بودم که خوشحال شه!

اعتراف میکنم راهنمایی که بودم به شدت جو گیر بودم، همسایگیمون یه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود، شوهره هم هر روز میومد و جلو در خونش سر و صدا راه مینداخت، خیلی دلم واسه خانومه میسوخت. یه روز که طرف اومده بود عربده کشی، تصمیم گرفتم که برم و جلوش در بیام. رفتم تو کوچه و گفتم آهای چیکارش داری؟ یارو یه نگاه بهم انداخت و یه پوزخندی زد و به کارش ادمه داد، منم سه پیچش شدم، وقتی دید من بیخیالش نمیشم گفت اصلا تو چیکارشی؟ منم جوگیر، گفتم لعنتی زنمه!!

اعتراف میکنم بچه که بودم با دختر و پسر خاله ام لباس کهنه میپوشیدیم میرفتیم گدایی با درآمدش بستنی میگرفتیم که همسایمون مارو لو داد و تا جایی که میخوردیم کتک خوردیم!!

اعتراف میکنم یه بار که با دوستام رفته بودیم پارک دیدیم دوتا دختره دارن راه میرن یکیشون به اون یکی یه چیزی گفت؛منم بلند گفتم وای چه صدای قشنگی!!! دختره برگشت نگام کرد؛گفتم چرا به خودت میگیری تورو نگفتم صدای اون ماشینه رو گفتم!!!دختره گفت منم تورو نگاه نکردم داشتم ماشینه رو نگاه میکردم!!!خلاصه جلوی دوستام کلی ضایع شدم

و در آخر:

اعتراف میکنم همه ی موارد بالا رو از خودم در آوردم!

 

چطور بود؟

اگه حرفی داری همینجا تو نظرت بگو؛نه پشت سرم!!!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢۱ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |
 
معادله ۱
انسان = خواب + خوراک + کار+ تفریح
الاغ = خواب + خوراک
پس
انسان = الاغ + کار + تفریح
وبنابرین
تفریح – انسان = الاغ + کار
بعبارت دیگر
انسانی که تفریح ندارد = الاغی که فقط کار می کند
 

 
معادله ۲
مرد = خواب + خوراک + درآمد
الاغ = خواب + خوراک
پس
مرد = الاغ + درآمد
و بنابرین
درآمد – مرد = الاغ
بعبارت دیگر
مردی که درآمد ندارد = الاغ

 
معادله ۳
زن = خواب + خوراک + خرج پول
الاغ = خواب + خوراک
پس
زن = الاغ + خرج پول
وبنابرین
خرج پول – زن= الاغ
بعبارت دیگر
زنی که پول خرج نمی کند = الاغ
 
نتیجه گیری:
از معادلات ۲و۳ داریم:
مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمیکند
پس:
فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند..
و
فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.
بنابرین داریم …
مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول
و ازفرضهای۱و۲ نتیجه منطقی میگیریم که:

 

مرد + زن = دو تا الاغ که با هم به خوبی و خوشی زندگی میکنند

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱۸ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

پسر به دختر:  میدونی برای هدیه تولدت چی خریدم؟

دختر: نه!!
پسر: اون پژو 206 قرمز رنگ که کنار خیابون پارک شده رو میبینی ؟؟؟
دختر: آرررررررررررررررره...
پسر: یه ماتیک درست به همون رنگ !!!‬

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱۸ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |
عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند
عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد
عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟

 
عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱۸ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

۱-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست!

۲-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید!

۳-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه!

۴-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید!

۵-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است!

۶- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه!

۷-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید!

۸-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

۹-لازم نیست از ۱۸ سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میاد!


:::ادامه مطلب:::
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱۸ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

بابام از اداره زنگ زده خونه بعد کلی احوال پرسی میگه پیام خودتی؟ میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ به سیستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید برای پرداخت قبوض شماره 1،برای اطلاع از موجودی حساب شماره 2....گفت زهر مار و قطع کرد. دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق منم پای پـَـَـ نــه پـَـَــــ بودم گفت اگه یه بار دیگه بگی پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیگه تو این خونه نمیخوابی....گفتم یعنی بیرونم میکنی بابا؟ گفت پَـــ ن پَــــ خونه رو عوض میکنم بزغاله !!!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱٩ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

 

روزی غضنفر برای کار و امرار معاش قصد سفر به آلمان میکنه و

همسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها کنه

خلاصه

همسرغضنفر گفت :حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟

غضنفر گفت: من برای تو نامه مینویسم....

همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن !!!!!!!!!!!!!!!!!

غضنفر گفت من برای تو نقاشی میکنم ... تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟

خلاصه

غضنفر به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید ..

این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

+
+
+

 

 

+
+
+

شما چیزی فهمیدید !!!!!!!من که نفهمیدم

این نامه رو فقط همسر غضنفر میفهمه چی نوشته شده

+
+
+

حال ترجمه از زبان همسرش

خط اول :حالت چه طوره زن ؟

خط دوم :بچه ها چه طورن ؟

خط سوم : مادرت چه طوره ؟

خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!

خط پنجم : فقط برگردم خونه....

خط ششم : می کشمت

خط هفتم :غضنفر از آلمان...

+

+

+

+

+

میدونم خوشت اومد؛تعارف نکن تو نظرت بنویس!

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۳ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

آن همه پنهان کاری، آن همه فریبکاری … استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای دروغی بیش نبود، از همان ابتدا نیز واضح بود در پشت قولهایی که می دادید هدفی غیر از کشتار بی رحمانه ندارید … چه زود چهره واقعی خود را نمایان ساختید … اما چه طور … اما چه طور دلتان می آید ما و زن و بچه های بی گناهمان را بکشید … ما چه آزاری به شما رساندیم؟ ما که به کسی کاری نداشتیم …

آقای شهردار! نمی دانید آن روز که تصمیم گرفتید گربه های تهران را عقیم کنید چه شور و شوقی در دلهای ما بوجود آوردید، به خانه هر دوست و آشنایی می رفتیم عکس شما را بر در و دیوار اتاق هایشان زده بودند و همه جا ذکر خیر شما بود، آن روز شما را حامی خود می دانستیم ... زهی خیال باطل ...

آقای شهردار! آیا شما فراموش کرده اید که ما با خوردن آشغالها به شما کمک می کنیم؟! اگر ما نباشیم که باید ماشین های حمل زباله تان را دو برابر کنید، آیا بودجه لازم را دارید؟!

آقای شهردار! ما حتی برای آنکه مزاحم شما نشویم و ایضا با توجه به ترافیک شهری زودتر به مقصد برسیم، از داخل جوی های آب رفت و آمد می کنیم، باور کنید همین عبور و مرور ما و خوردن آشغالهایی که در مسیر جوی های آب وجود دارد باعث عدم آبگرفتگی جوی های آب می شود …

آقای شهردار! زندگی بدون ما را تصور کن … آری تصور کردنش سخت است … اگر ما نباشیم برای ترساندن خانومهایتان از چه چیز دیگری می توانید استفاده کنید؟ نگویید سوسک … سوسک ها همشون پیش ما سوسکن! و با یک دمپایی کارشان ساخته می شود ...

آقای شهردار! ما در شهر فرهنگ سازی می کنیم و در این روزهایی که جوانان شهرتان به سوی لحیم کاری کشیده می شوند ما به باشگاه بدن سازی می رویم، جثه ما را با اجدادمان مقایسه کنید، باور کنید پسر عمویی دارم که برای عروسی دخترش یک گربه را شکار و برای مهمانان سرو کرد؛ هیکل ورزشکاری ما به خودی خود باعث ترویج فرهنگ ورزشی کردن است … چطور دلتان میاید این هیکل های ورزشکاری را زیر گل ببرید ...

آقای شهردار! همه اش لجن پراکنی بدخواهان است، کمی به حافظه تاریخی خود رجوع کنید، اگر واقعا ما طاعون و هزار نوع مرض داشته باشیم آیا می توانیم اینگونه با طراوت و شادابی به این طرف و آن طرف جست و خیز کنیم؟ آیا این گونه چاق و چله خواهیم بود؟!

همه اش دروغ بود … ای لعنت به آن بازرسان که آی کیوشان در حد موزاییک است … آنها چطور متوجه اهداف شوم شما نشدند …

آقای شهردار! این روزها مراقب هستم تا خدایی نکرده خانم و فرزندانم اخبار گوش نکنند و یا روزنامه را نخوانند … نمی دانم آنها چه حالی خواهند داشت هنگامیکه متوجه این خبر شوند: «شهرداری تهران از انرژی هسته ای برای مرگ موشها استفاده می کند.» ... هنوز هم فرصت هست، از تصمیم خود صرف نظر کنید ...

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت ...
 

مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است.

پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه.

مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه.

پسر: یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد.

مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه.

پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
مادر: یک تو الآن پنجاه و دو سالته. دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی!!

کجا؟....یه دقیقه وایسا.....نه مطلب که تموم شد ولی نظر یادت رفتا!!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۳ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

۷صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره!!!!!!!!

۸ صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم ۱۸ کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

۹صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

۱۰ صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .

۱۱ صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

۱۲ ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

۱ ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از ۱/۵ ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

۲ ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!

۳ ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!

۴عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

۵ عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

۶ عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

۷ عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

۸ غروب: دختر در حال پیاده شدناونو از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

۹ شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

۱۰شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

۲شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

۵ صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره پیام

داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی

دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!

 و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای

مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!

. . . چطور بود؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۳ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢۸ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

روش جوادی: یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.

روش یاهو مسنجری: این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!! نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

روش بچه خر خونی: همون داستان جزوه و این که خودت واردی. نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!

روش خرکی: جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.

روش مذهبی خفن: چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری. نکته:خواهر التماس دعا(برای زدن مخ امیر این روش توصیه میشه)

روش از ما بهتران: لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!

روش بچه مثبت: طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه. نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟

روش عرفانی: میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه: اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته! نکته: این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده .

روش لوس گری: یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلا از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست (نکته:برادارایه عزیزهمیشه سوسک همراتون باشه).

روش شهرستانی: یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه! نکته: اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٦ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |

دوست پسر چیست ؟


موجودی است بسیار جانور ! و جانورتر از وی ، خود وی می باشد .معمولاً یا موتور دارد یا ماشین . که اگر ماشین دار باشد ماشین ، مال بابایش می باشد ! این را خودش نمی گوید ، بلکه خودمان می دانیم.
این جاندار به جان مامانش دوست دخترش را فقط برای خود خودش می خواهد نه برای چیزهای دیگر .
برای جلب توجه این نوع از موجودات زنده ، فقط کافی است صورت خود را مانند دفتر نقاشی کنید ، چون این رده از جانداران مغزشان در جمجمه شان نیست که !بلکه در کاسه چشمشان است و شما هر چه میخواهید باشید فقط خوشگل باشید تا چشمشان از حدقه در بیاید و بیفتد جلوی پایشان !
این رده از جانداران تبحر خاص و بی نظیری در خالی بندی دارند که : آره من دیروز شیش تا بچه ی کوچیک رو از توی یه آپارتمان آتیش گرفته نجات دادم و به همین خاطر دستم سوخت (بابا مرد عنکبوتی !) نگو طرف دیروز داشته با اون یکی دوست دخترش کباب می خورده دستش چسبیده به سیخ کباب و سوخته و یه نابینا رو هم تو اتوبان هل دادم اون ور تا ماشین نزنه بهش و ماشین زد به خودم نزدیک بود به خاطر این فداکاری ضربه مغزی بشم (نگو یارو موتورش تو دنده بوده ، گاز داده با کله خورده زمین) اکثرا این موجودات درتنهای وحشی میشوند
همیشه پشت خطشان میافتیم ولی میگویند باابجی حرف میزدم وقتی خطشان مشغول نیست مطمن باشید خط های دیگری دارند این موجودات بوی از وفا وعشق نبردن وفقط لاف میزنند
هروز بایک دختر دور میخورند
درنامردی وناروزدن لنگه ندارند عقل به کله نداشته واز روی نادانی تصمیم میگیرند




دوست دختر چیست؟

موجودی زنده وبسیار زیبا که با مشخصه های زیر شناسایی آن به راحتی امکان پذیر است
- مانتو جین کوتاه و تنگ
- شلوار از این کوتاها!!!
- سایه چشم بنفش (که با رنگ جیغشان ست باشد)
- ابروی تراشیده و تاتو شده
- لنز زیبایی آبی یا سبز
- زلف طلایی مش شده !!!
هر جا از اینا دیدید بدانید دوست دختر و ناموس کسی است ! پس چشمتان را درویش نموده و رد شوید تا زنگ نزده به دوست پسرش و او نیز بیاید شکمتان را سفره نماید !!!
این موجودات دوست داشتنی غالباً کنار خیابان ها ، در کافی شاپ ها و پارک ها به وفور یافت می شوند .
برای به دست آوردن یکی از اینا به موارد زیر نیاز دارید:
- یک عدد کاغذa4
- یک عدد خودکار
طرز تهیه : ابتدا خودکار را برمیداریم و یک عدد ۵ خیلی بزرگ روی کاغذ می رسمیم (یعنی رسم میکنیم ) سپس کاغذ را 180 درجه سانتیگراد میچرخانیم تا نوک ۵ به طرف پایین باشدسپس یک پاره خط اوریب روی این ۵ نگون بخت مادر مرده ی واژگون شده میکشیم و روی نوک بالایی پاره خط یک عدد هشت کوچک میکشیم که مثلاً تیره ! سپس زیر آن مینویسیم :
بخدا تو تنها عشق منی (فقط مواظب باشد خدا نزند توی کمرتان)
حالا کار شما کامل شده آن را با یک شاخه گل صورتی تقدیم یکی از آن موجودات کنید . به احتمال زیاد اینی که کشیدید تاثیر به سزایی در تحریک احساسات و عواطف جنس لطیف دارد البته احتمال های دیگری نیز وجود دارد مانند:
- در آوردن لنگه کفش توسط جنس لطیف
- جویده شدن خرخره ی شما توسط جنس لطیف
- زنگ زدن به 110 توسط او
- جیغ زدن
- نثارکردن به روزترین فحش های خواهر مادری و...
این دیگر با شانس شما رابطه ی مستقیم دارد
این موجود زیبا بسیار احساسی بوده
پس از بدست اوردن او بسار باید مواظبش بود تاخدای نکرده احساساتش جریحه دار نشود
سعی کنید باملایمت زیاد بااورفتارکرده تاعشق را تجربه کنید

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٦ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ توسط پیام هر چه میخواهد دل تنگت بگو () |
 فال حافظ - فروشگاه اينترنتي - قالب